نفس بکش،....ببین.....،فکر کن....زنده باش....تا نمیری
مرگ ...
الان دوست دارم بمیرم.....
فقط همین ....!
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 10:0 توسط م.م.نهفت
|
درباره وبلاگ
صداش خیلی بلند بود ... میدونستم که کارم داره ... گفت ...اسمت چیه .... یه لحضه وایستادم...فکر کردم ...به مغزم فشار آوردم ... اما... اما... نفهمیدم من چه کسی ام؟!...کجام...و... ...... ...... ...... من ....